رفتیم مسجد، ختم.
حاج آقا روی منبر تلاش می کنه اشک مردم در بیاد.
بعد خواهر زاده هام دارن لای مردم قایم موشک بازی می کنن. بدو بدو از این ور به اون ور.
یکیشون اومده وسط مسجد وایستاده با صدای بلند داد میزنه :
کیــــــــه کیــــــه در میزنـــــــــه ؟
منـــــم منــــــم مادرتـــــــون
مــــــــادر ِ مهربونتـــــــــــون
ملّت هر هر می خندن !
یعنی یه همچین بچه هایی داریم ما، که مجلس ختم رو هم به رقص در میارن.